تبليغاتX
یادداشت های پراکنده
 

                                               شب یلدا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 0:37  توسط فرزاد 

 

   

                                     حمله به سفارت فخیمه انگلیس                       

آمریکا و اتحادیه اروپا این حمله را محکوم کرده و بردن پرونده این حمله به شورای امنیت سازمان ملل را در دستور کار قرار دادند.
متعاقب آن وزارت امور خارجه اسلامی در بیانیه ای از رفتارغیر قابل قبول معدودی از مهاجمین ابراز تاسف کرد!!؟
. این درحالی است که نخستین عکس ها و تصاویر منتشر شده از مهاجمین، آشکار می سازد که مهاجمین نیروهای ویژه سپاه بوده اند و نیروی انتظامی نیز با آگاهی از همین مسئله، بسیار محترمانه راه تهاجم را برای آنها باز کرده


خبرگزاری‌ها از حمله تظاهرکنندگان به ساختمان سفارت بریتانیا در تهران خبر دادند. در این تظاهرات که روز سه‌شنبه (۸ آذر-بیست و نهم نوامبر) برگزار شد معترضان(!) وارد ساختمان سفارتخانه شده و پرچم بریتانیا را پایین کشیدند و با رفتارکاملا وحشیانه به شکستن و خراب کردن اموال سفارت پرداختند


تجمع‌کنندگان به ساختمان سفارت بریتانیا سنگ و کوکتل‌مولوتوف پرتاب کرده و بعد از ورود به دفاتر برخی مدارک را به پایین پرتاب کردند



واحد مرکزی خبر ضمن تأیید پرتاب سنگ و کوکتل‌مولوتوف به سفارت بریتانیا گزارش کرده است که «تعدادی از دانشجویان(!!) خشمگین شیشه‌های سفارت را شکستند و گوشه‌ای از ساختمان کوچک پشت درب اصلی سفارت نیز آتش گرفت»



حمله به سفارت بریتانیا در حضور مأموران انتظامی انجام شده است. خبرگزاری فارس نوشته است‌که مأموران نتوانستند جلوی مهاجمان را بگیرند!!؟.



خبرگزاری فرانسه می‌نویسد، تظاهرات در مقابل سفارت بریتانیا به صورت زنده در تلویزیون اسلامی پخش شد. برخی خبرگزاری‌های خارجی شمار تظاهرکنندگان را صدها اعلام کرده‌اند
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 5:41  توسط فرزاد 

 

 

       گربه دفتر نخست وزیر  " انگلیس " و رسوائی شکار موش !

 

                                                                جناب " لری !"
به دنبال پيدا شدن سرو کله يک موش ناخوانده در ميهمانی های رسمی دفتر نخست وزيری بريتانيا طی هفته های اخير برخی خواهان کناره گيری گربه رسمی اين دفتر شده اند که « لری » نام دارد. اما ديويد کامرون نخست وزير بريتانيا تاکنون در برابر اين فشارها مقاومت کرده است.
دفتر نخست وزيری بريتانيا سال گذشته « لری » اين گربه چهار ساله را برای شکار موشهايی که در اين ساختمان لانه کرده اند به اين دفتر آورد و عملا مقام رسمی گربه شکارچی موش را به او داده اند . استفاده از خدمات اين گربه از آنجا آغاز شد که سال گذشته دوربين تلويزيونهای خبری تصوير يک موش بزرگ را که در ساختمان اصلی دولت بريتانيا پرسه می زد فيلمبرداری کردند.
يک سخنگوی دولت طبق معمول توجيه هايی که درمورد سياستمداران خاطی ارائه می شود، برعملکرد «لری» در گذشته تاکيد کرد و گفت نبايد به خاطر رسوايی مربوط به پيدا شدن سرو کله يک موش به هنگام شام رسمی سوابق اين گربه را از ياد ببريم. جناب « لری » از ماه فوريه امسال که به استخدام درآمده ظاهرا سه موش را گرفته و به گفته سخنگوی دولت هيچ تصميمی برای برکناری وی از منصب اش اتخاذ نشده است.
جناب لری يک گربه ناخواسته بوده که ماموران اداره حفاظت ازحيوانات اهلی او را نجات داده و در مرکز ويژه حيوانات بی سرپرست نگهداری می کردند. ظاهرا اينطور گفته و يا تصور می شده که اين گربه به خاطر دوران سرگردانی و زندگی در خيابان قاعدتا بايد شم و تکنيک خوبی برای شکار داشته باشد.
به گزارش شبکه خبری بی بی سی هزينه های نگهداری «لری» نه ازمحل ماليات و بودجه دولتی بلکه از طريق پول شخصی کارکنان دفتر نخست وزيری تامين می شود. البته چندی پيش يک برنامه جمع آوری اعانه به افتخار اين گربه ترتيب داده شد.
علاوه بر تخصص در زمينه شکار موش جناب « لری » ظاهرا استعدادهای ديپلماتيک نيز دارد و به سنت ديپلماسی بريتانيا يعنی حفظ روابطی حسنه با عموزاده های آمريکايی خود وفادار است. با وجودي که به گفته ديويد کامرون اين گربه مناسبات خوبی با آقايان ندارد ولی در ماه مه امسال و در جريان ديدار رسمی باراک اوباما از لندن ايشان از نوازشهای رييس جمهور آمريکا به شدت مسرور شدند.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 21:17  توسط فرزاد  | 

 

 

                  غرور شکسته دیکتاتور ، پیش از سقوط دیکتاتوری

 






معمر قذافی، پیش از فروریختن آخرین ستون دیکتاتوری ۴۲ ساله لیبی، از لحظه سقوط طرابلس در ۲۲ ماه اوت و گریختن به شهر سرت، تا سقوط سرت در ۲۱ اکتبر و دقایق جان باختن به دست انقلابیون در محله «بوهادی»، شکستن خود را در درون خود شاهد بود و طعم تلخ تحقیر را در فرار روزانه می‌چشید.
او پیشتر رنگ تحقیر را در چهره شکسته صدام، پس از بیرون کشیدن از حفره پنهانگاهش در تکریت، و مبارک را، خوابیده در دادگاه انقلابیون مصر، دیده بود، اما خود را تافته‌ای می‌دید جدا بافته از آنها.
این حدیث مکرر برای دیکتاتور‌های مانده نیز تکرار می‌شود، ولی تا رسیدن زمان سقوط، پرقیچی‌های برگمارده بر کار، و میراث‌خواران چاپلوس، در گوش حاکمان زورگو‌‌ همان حدیث دروغینی را می‌خوانند که رغبت شنیدنش را دارند: عاشقی ملت، ماندگاری دولت، شکستن توطئه بیگانگان و تنبیه مخالفان خیانتکار.
اما پیش از رسیدن لحظه نهایی فروپاشی، موش‌ها کشتی شکسته حکومت را ترک می‌کنند. آن‌ها که زیرک‌ترند زود‌تر می‌روند. و دیکتاتور هر روز تنها‌تر می‌شود، و ناتوان‌تر.
آنها که می‌مانند یا ابله‌اند و خوش‌خیال، و یا بستگی دم‌شان به دم خدای کوچک‌شان آن قدر تنگ است که رهایی را نا‌ممکن می‌بینند. با این وجود دیکتاتور درهم‌شکسته، تنها می‌میرد..


.radiofarda.com
 
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 5:21  توسط فرزاد  | 

 

 

                    

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 20:52  توسط فرزاد 

 

 

               'همکاری نزدیک سازمان‌های اطلاعاتی غربی با حکومت قذافی'

 

 12 شهریور 1390
                              لیبی

دیدبان حقوق بشر می‌گوید به اسناد همکاری‌های نزدیک سازمان اطلاعاتی غربی و حکومت قذافی دست یافته است

اسناد و مدارک یافت شده در یک ساختمان دولتی در طرابلس نشان از همکاری‌های نزدیک میان حکومت سرهنگ معمر قذافی و سرویس‌های اطلاعاتی غربی دارد.

این اسناد و مدارک به دست دیدبان حقوق بشر رسیده است.

این سازمان حقوق بشری می گوید این مدارک، ارتباطات میان سازمان اطلاعات لیبی و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، سازمان اطلاعات و امنیت خارجی بریتانیا (آم آی سیکس) و دیگر سازمان های اطلاعاتی غربی را نشان می دهد.

یک مقام رسمی دیدبان حقوق بشر که این مدارک را دیده، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) را متهم کرده که چند زندانی متهم به اقدامات تروریستی را به حکومت قذافی برگردانده و نیروهایش در زمان بازجویی از این افراد حضور داشتند.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 20:35  توسط فرزاد  | 

 

 

                                                      محرومیت ها ،

                        زندگی! روستائیان جنوب کرمان

                      











+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 0:56  توسط فرزاد  | 

 

 

                  شیخ نشین های عربی نفت و گازمان را می برند


عصرایران ؛ - نبردی بزرگ پیش روست! ؛ جنگی که البته ، سالیان درازی است صنعت نفت ایران(اسلامی) را به خود مشغول کرده است.
این ، اشتباه بزرگی است اگر پنداریم با شلیک آخرین موشک به سمت اسکله های نفتی مان در جنگ هشت ساله ، آتش بس در صنعت نفت حاصل شده است. اتفاقاً ، جنگ اصلی ، بعد از آن جنگ معروف!(بی هدف) شروع شده است و شوربختانه باید اعتراف کنیم که در جنگ دوم نفتی ، این مابودیم که تا اینجای کار ، باخته ایم ؛ خاکریزهای نفتی ما اشغال شده است !.

                     

مطلب را خیلی طول ندهیم ؛ عدد و رقم ها گویا هستند؛دقت کنید:
پنجاه درصد از کل ذخایر گاز ایران در میدان های مشترک با همسایگان قرار دارد. مقررات بین المللی می گوید هر کـدام از شـــــرکای یک میدان مشترک ، می توانند تا هر میزان که توانستند برداشت نمایند و نیازی نیست منتظر طرف مقابل باشند. حتی ممکن است به خاطر سستی یکی از شرکا ، شریک دیگر ، همه مخزن را استخراج و تمام کند.
"پارس جنوبی" نام بزرگترین مخزن گاز دنیاست که بین ایران و قطر مشترک است. همین امروز ، ایران 210 میلیون مترمکعب از این میدان برداست می کند ولی قطر (که مساحتش حتی کمتر از این میدان گازی است) 360 میلیون متر مکعب!
تازه ، قرار است قطری ها با بهره گیری از فناوری های چدید و شرکت های بزرگ بین المللی ، به زودی میزان برداشت خود را به 452 میلیون متر مکعب برسانند.(رسانده اند!) 
در حوزه های مشترک نفتی با امارات ، عراق ، عربستان و ... نیز حال روز بهتری نداریم . مثلاً با عراق ، 12 میدان مشترک نفتی داریم اما عراق جنگ زده ، بیش از دو برابر ایران ، از این حوزه های نفت برمی دارد ( 130 هزار بشکه ایران و 295 هزار بشکه در روز ، عراق).
در میدان مشترک نفتی مان با قطر ، اوضاع مصیبت بار تر است: ما هر روز "صفر"بشکه برداشت می کنیم(!) و قطر روزانه 450 هزار بشکه (که معادل 20 درصد کل صادرات نفت ایران است.)
در 4 میدان مشترک نفتی با سعودی ها نیز ما تنها 42 هزار بشکه برداشت می کنیم ولی آنها ، بیش از 10 برابر ما از میدان مشترکمان نفت استخراج می کنند.
ما و امارات ، 7 میدان مشترک نفتی داریم؛ با این حال ، امارات ، 136 هزار بشکه در روز نفت برمی دارد و ما تنها 56 هزار تا! ( و چه جایزه ای نقدی تر از این برای کشوری که علیه ما داعیه ارضی دارد؟!) .....
ما و کشورهای عربی همسایه مان ، سال هاست که درگیر این جنگ بزرگ اقتصادی هستیم(بخو.انید درگیر بالا و پائین کشیدن روسری خانم ها هستیم!)  ؛ ثروت مشترکی داریم که آنها مانند لودر ، آن را می برند و ما ، انگار داریم بیل می زنیم.!!.
این میدان ها ، تا ابد زنده و غنی نیستند. میلیون ها سال طول کشیده تا این ثروت در قالب نفت و گاز شکل بگیرد و تنها چند سال برای خالی کردن شان کفایت می کند.
به همین دلیل است که کشورها ، اولویت نخست خود را بهره برداری از میدان های مشترک قرار می دهند زیرا خیال شان از تملک مطلق بر میدان های اختصاصی شان راحت است.
وزیر نفت ایران ، هر که باشد، باید خود را سردار(!!!!!) ملت ایران در این جنگ بزرگ بداند. این یک جنگ واقعی است ، واقعاً واقعی!؟ (بوریا باف، اگرچه بافندست**** نبرندش به کارگاه حریر)
البته با توجه به محدودیت های بین المللی موجود ،( بخوانید ناتوانی و بی کفایتی و عدم آشنائی به امور فنی و تخصصی) نمی توان از یک فرد یا یک وزارتخانه انتظار داشت این عقب ماندگی را جبران کنند.
همان طور که در جنگ تحمیلی همه کشور ، درگیر جنگ بودند و هر کسی به فراخور حال و مسوولیتش کاری می کرد!! ، اکنون نیز در عرصه نفت ، در شرایط مشابهی هستیم. اگر در زمان جنگ ، دشمن هر از گاهی حمله ای می کرد و غنیمتی از ما می گرفت ، اکنون به طور دائم ، غنائم بزرگ تری از ما می برد ، درست مقابل چشمان ما و با لبخندی که تحویل مان می دهد! (و ماهمچنان سرگرم برخورد با بد حجاب!! هستیم).
جنگ نفت و گاز را تا کنون ، باخته ایم ، اما ما ایرانی ها(؟) ، این هنر را داریم که باخت را به برد تبدیل کنیم!!!! به شرطی که "منافع ملی" زبان مشترک همه مان باشد.(خلافت امروزایران و حکایت منافع ملی؟؟؟؟؟)......

آنچه در(پرانتزها)آمده است، نوشته ی "عصرایران" نیست*

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 0:29  توسط فرزاد 

 

 

              آب بازی دختران و پسران جوان در پارک های تهران



چند وقتی‌ است که بازار قرارهای دسته ‌جمعی بر اساس هماهنگی‌های فیس‌بوکی در ایران داغ است!. آخرین آن‌ها قرار برای آب‌بازی در یکی از پارک‌های تهران. امری که خوشحالی جوانان و در مقابل انتقاد و تهدیدات دولتی را در پی داشت.
درست زمانی که بسیاری از افراد در سرتاسر دنیا نگران آن هستند که شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک٬ و حضور فعال جوانان در آن‌ها٬ از ارتباطات انسانی در محیط واقعی بکاهد٬ در تهران در چند هفته گذشته چندین گردهم‌آیی داوطلبانه جوانانه و شاد، بر پایه قرارهای فیس‌بوکی برگزار شده است.
برای دیدن برخی از تصاویر «خزبازی» و آب‌بازی این‌جا را کلیک کنید
جمعه٬ هفتم مرداد٬ در یک پارک تهران٬ به نام ،پارک آب و آتش٬ جوانان با تفنگ‌های آب‌پاش به روی هم آب گشودند و در یک پارک دیگر٬ پارک پردیسان٬ با تیپ‌های از مد افتاده و مربوط به سال‌های گذشته با عنوان «خز بازی» دور هم جمع شدند.
گردهمایی اول انتقادات فراوان رسانه‌های محافظه‌کار دولتی را همراه داشت و دومی با انتقاداتی از سوی جامعه همراه بود!. در اولی لباس خیس و روسری عقب‌رفته دختران دستمایه انتقادات شد و در دومی لباس‌هایی که به اعتقاد عده‌ای پوشیدنش به نوعی تمسخر قوم و یا قشر خاصی از مردم بود.
           
«خز بازی» اشاره به نوعی از رفتار یا پوشش دارد که مد روز یا هماهنگ با معیارهای طبقه متوسط جامعه شهری نیست.
با این همه در صفحات فیس‌بوکی که مربوط به این رویدادها هستند بیش‌تر جوانان هیجان‌زده در پی فرصت‌های بعدی هستند تا دوباره در گوشه‌ای از شهر دور هم جمع شوند.
بسیاری از آن‌ها در حالی با اشتیاق از یکدیگر می‌خواهند که عکس‌هایی بیش‌تری از «ایونت‌های» قبلی آپلود کنند٬ که رسانه‌های محافظه‌کار(متحجرو واپس گرا) با انتشار همان عکس‌ها٬ آن‌ها را عده‌ای «بی اخلاق»٬ «هنجارشکن» با رفتارهایی «منافی عفت عمومی» می‌نامند!!؟.
پیش از این نیز با هماهنگی‌های اولیه فیس‌بوکی٬ یک گردهمایی برای رنگ‌پاشیدن به هم٬ یک گردهمایی برای گوجه زدن به همدیگر٬ یک گردهم‌آیی برای حباب ساختن با کف صابون٬ یک گردهم‌آیی برای بادبادک بازی٬ و یک گردهم‌آیی برای دیدار موفرفری‌ها با هم در پارک‌های مختلف تهران برگزار شده بود.
اکنون این جوانان در حالی همچنان پیگیر قرارهای بعدی خود هستند که گروهی این قرارهای شاد برآمده از دل فیس‌بوک را استراژی جدید حاکمیت برای مصالحه در آستانه انتخابات می‌دانند و برخی نیز نگران دستگیری این جوان‌ها در دفعات بعدی قرارهای‌شان هستند.
بازتاب در رسانه‌ها و تهدیدات پلیس
وقتی خبرگزاری ایسنا٬ دیروز یک‌شنبه نهم مرداد خبر داد که پلیس تعدادی از جوانان را در یک پارک تهران دستگیر کرد٬ نگرانی آن دسته از کسانی که پیش‌بینی برخورد انتظامی با جوانان را داشتند به واقعیت پیوست.
            
عنوان خبر ایسنا این بود:
«در ادامه وقایع بوستان آب و آتش؛ رئیس پلیس تهران از دستگیری تعدادی از هنجارشکنان در یکی دیگر از بوستان‌های پایتخت خبر داد.»
در این خبر آمده که « تعدادی از پسران و دختران جوان در يكی ديگر از بوستان‌های پايتخت اقدام به انجام اعمال خلاف شئون اسلامی كردند كه ماموران پليس پس از اطلاع از اين امر، سريعاً در محل حاضر و تمامی اين متخلفان و هنجارشكنان را دستگير و تحويل مراجع قضايی كردند

اما آخرین جمله خبر که نقل قولی است از رئیس پلیس(!) تهران بیش از هر چیز بوی تهدید به منظور پیشگیری از تکرار چنین گردهم‌آیی‌هایی را می‌دهد: «پليس! تهران در صورت مشاهده اين‌گونه موارد قاطعانه با بر هم‌زنندگان نظم و امنيت اجتماعی!! و هنجارشكنان!! برخورد می‌كند
خبرگزاری فارس نیز روز شنبه به انتشار گفته‌های «مدیر عامل اراضی عباس‌آباد» پرداخت. بهنام اتابكی در گفت‌وگو به فارس گفت «روز گذشته عده‌ای در يک هماهنگی قبلی در پارک آب و آتش حضور يافته و تصميم گرفته بودند روی يكديگر آب بپاشند» و بیان کرد: «افرادی كه اقدام به آب ‌بازی كرده بودند، اصولا بدحجاب! بودند. البته تعدادی افراد باحجاب! نيز در پارک حضور داشتند.»
او در این گفت‌وگو ادامه داد: « نیروی انتظامی نيز نمی‌توانست آن‌ها را متفرق كند و از حدود ساعت ۹ تا ۱۲ اين افراد اقدام به آب‌بازی كردند و با قطع آب آن‌ها را متفرق كرديم
قرارهای آتی به رغم انتقادات
اما فقط موضوع آب‌بازی نبود که با انتقاداتی همراه شد. گرد‌هم‌آیی دیگر با عنوان "خز بازی" نیز انتقاداتی به همراه داشت. البته این گرد‌هم‌آیی نه انتقادات دولتی که انتقاداتی را از سوی جامعه برانگیخت.
در گرد‌هم‌آیی "خز‌بازی" جوان‌ها تلاش داشتند خود را با لباس‌هایی ناهماهنگ و عمدتاً مربوط به گذشته به نمایش درآورند. اما این نقد از طریق بسیاری از کامنت‌های فیس‌بوک یا دیگر نوشته‌های آن‌لاین به آن‌ها وارد شد که در کارشان به نوعی تمسخر قومیت‌های خاص و همچنین قشری خاص (قشر فرودست جامعه) به چشم می‌خورد. اگرچه گروهی دیگر نیز صرفاً از این حرکت به عنوان راهی برای شاد بودن یاد کردند.
با این‌همه اکنون به رغم انتقادات دولتی و غیردولتی و همچنین تهدیدات انتظامی ظاهراً جوانان مشتاق قرارهای بعدی هستند٬ چنان‌چه همچنان بازار پیشنهاد موضوع برای قرارهای بعدی در کامنت‌های صفحات فیس‌بوک متعلق به گروه‌های هماهنگ کننده داغ است.
یکی از راه‌های تعیین موضوع استفاده از قابلیت رای گیری در فیس بوک است. یکی از موضوعاتی که بسیاری به آن رای مثبت داده‌اند این است که یک روز همگی با هم در مترو جمع شوند و سر یک زمان مشخص موبایل‌های‌شان زنگ بزند. زنگ‌هایی ترجیحاً مشابه.
حرکت «افطاری تا سحر» نیز این روزها طرفداران خاص خود را پیدا کرده که به نوعی از طریق فیس بوک و امکان گپ‌های مجازی در پی تنظیم شب زنده‌داری‌های عمومی در شب‌های رمضان هستند.
 
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 20:1  توسط فرزاد 

 

 

           اداره کردن یک مملکت به مراتب آسان تر از اداره کردن یک (زن) هست !

 

روزي از ميلی تون ؛ شاعر معروف انگليسي پرسيدند :چرا وليعهد انگلستان مي تواند در چهارده سالگي بر تخت سلطنت بنشيند و سلطنت كند ؛ اما تا هيجده سال نداشته باشد نمي تواند ازدواج كند ؟؟ 
او جواب داد  : بخاطر اينكه اداره كردن يك مملكت از اداره كردن يك زن بمراتب آسان تر است !!!
.

                                           ـــــــــــــــــــ۲ـــــــــــــــــ

بهاء الواعظين مي نويسد : در ابتداي مشروطه ؛ بخانه اي رفتم ؛پير زن و دختر جواني آنجا بودند .
پير زن پرسيد : منظور از مشروطه چيست ؟؟
گفتم : قوانين جديد .
گفت : مثلا چه ؟
به شوخي گفتم : مثلا دختران جوان را به پير مردان دهند و زنان پير را به جوانان !.. دخترش گفت : اين چه فايده دارد ؟؟
پير زن بلافاصله پرخاش کنان به دخترش گفت : اي بي حيا ! حالا كار تو به جايي رسيده كه بر قانون مشروطه ايراد ميگيري !!!؟؟.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 5:54  توسط فرزاد