تبليغاتX
یادداشت های پراکنده
انعکاس و نقد رویداد های روز ایران و جهان
 
 

 

 

                  قاتلان خاموش ، در میان مردم ایران


مصرف مواد مخدر اثرات مخربی بر روان و بدن انسان می‌گذارد، از جمله تریاک که بنا بر گزارش سازمان ملل متحد، ۴۵۰ تن از آن تنها در سال ۲۰۰۸ در ایران به مصرف رسیده است.

یکی از معتادان ایران می‌گوید: «هروئین و کراک را در هر کوچه و بقالی می‌توانی پیدا کنی».


پروفسور علی گرجی، استاد دانشگاه مونستر آلمان در رشته‌ی تحقیقات مغز و اعصاب که بین سال‌های ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۲ در بخش مسمومین بیمارستان امام رضای مشهد مشغول انجام وظیفه بوده در باره‌ی زیان‌های ناشی از مصرف تریاک توضیح می‌دهد: «تریاک سیستم تنفسی، حرکتی و توانایی ادراک را مختل کرده و فرد را دچار توهم می‌کند. تریاک باعث اختلال عصبی شده و خواب فرد را مختل می‌کند، در دستگاه گوارش باعث اختلال در فعالیت گوارشی می‌شود و اشتها را تحت تأثیر قرار می‌دهد که به خاطر سوء تغذیه این افراد در معرض بسیاری از بیماری‌ها، از جمله بیماری‌های سیستم ایمنی، قرار می‌گیرند».

به علاوه تریاک: «در طولانی‌مدت باعث سرطان می‌شود، مثل سرطان ریه یا سرطان دستگاه گوارشی».


کراک (Crack) و شیشه (Cristall) نیز اثرات بسیار زیان‌باری بر بدن انسان می‌گذارند. به گفته‌ی دکتر مهدی بلالی، رئيس بخش مسمومیت‌شناسی دانشگاه مشهد: «در کوتاه‌مدت باعث مسمومیت شدید و مرگ و میر و در درازمدت باعث تخریب نسوج و بافت‌ها ‌می‌شود، از بینی که از طریق آن استنشاق می‌شود گرفته تا اعصاب مرکزی و محیطی. روی روان فرد و همه‌ی اعضای بدن او به تدریچ اثر می‌گذارد».

مواد مخدر ناخالص ایران گوی سبقت را در کشتار ربوده‌اند

به گفته‌ی کارشناسان، آنچه که باعث شده مرگ و میر و اثرات زیان‌بار ناشی از مصرف این مواد در ایران بیش از غرب شود، «وجود ناخالصی» در آنها است.

کراک و شیشه طول عمر را به شدت پایین می‌آورد

رئيس بخش مسمومیت‌‌شناسی دانشگاه مشهد می‌گوید، مصرف کراک و شیشه به شدت حیات فرد را به مخاطره می‌اندازد. او در پاسخ به این سئوال که «آیا درست است، فردی که کراک یا شیشه مصرف کرده بیشتر از ۲ سال زنده‌نمی‌ماند» می‌گوید:«معمولا ممکن است اگر overdose ( مصرف بیش از حد) یا مشکلی پیش بیاید فرد به مرکز پزشکی مجهزی منتقل شده و بتوانند، نجاتش دهند. ولی به هر حال خطرناک است و حیات آن فرد را تهدید می‌کند، یعنی اگر تا ۲ سال از بین نرود و ترک نکند ممکن است بعد از ۲ سال برایش مشکل‌زا شود و حیاتش را تهدید کند

 

|+| نوشته شده توسط فرخ در دوشنبه دوم آذر 1388  |
 
 

 

      تصاویری از انتخاب دختر شایسته کشور های عربی در سال ۲۰۰۹

 

جای دختران شایسته ، زیبا و ظریف ایرانی در جمع زیبا رویان جهان خالیست

 



ظاهرا این ( گلوله ی نمک !) از عربستان سعودی به عنوان نفر اول مسابقه انتخاب و معرفی شده است.
 
|+| نوشته شده توسط فرخ در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388  |
 
 

 

                                             سه شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۸
                                          مقاله گاردين درباره سرنوشت پزشک بازداشتگاه
 

       مرگ پزشک زندان در هاله ای از ترديد و ابهام

 

يک پزشک ايرانی که کشته شدگان و مجروحان خشونت های پس از انتخابات ايران را معاينه کرده بود، در شرايط اسرار آميزی درگذشت. اين موضوع، سبب بروز حدس و گمان هائی مبنی بر به قتل رسيدن او جهت بسته نگاه داشتن دهانش شده است.

پس از انتشار گزارش هائی مبنی بر خودکشی دکتر رامين پوراندرجانی، مقامات (خلافت اسلامی) اعلام کردند  اين پزشک ۲۶ ساله در نتيجه عارضه حمله قلبی در حين خواب در مرکز بهداشتی ستاد مشترک نيروی انتظامی، جائيکه به خدمت سربازی در آن مشغول بوده، درگذشته است.! .

درهمين حال، وب سايت های مخالفان عنوان کرده اند که وی برای دادن تاوان گناه ديگران تحت فشار قرار گرفته بود و احتمالاً پس از درميان گذاشتن نگرانی های جانی با دوستانش، به قتل رسيده است.

اين وب سايت ها پس از آنکه درخواست خانواده وی برای انجام کالبد شکافی رد شد، نسبت به علت مرگ ابهاماتی را مطرح کرده اند.  گفته می شود پوراندجانی تلاش کرده مدتی قبل از مرگ خود با نمايندگان مجلس صحبت کند. مراسم خاکسپاری وی در شهر زادگاهش- تبريز- در ميان تدابير شديد امنيتی برگزار شد.

وب سايت نوروز وابسته به جهبه مشارکت اسلامی، بزرگترين حزب اصلاح طلب گزارش داد: «افراد ناشناس به دفعات وی را تهديد کرده بودند که حقايق بازداشتگاه کهريزک، اتفاقاتی که وی کاملاً در جريان آنها بوده، را منتشر نکند. وی درباره وقايع رخ داده در زندان کهريزک با تعدادی از دوستانش حرف زده بود و آنها را در جريان ترس و نگرانی جانی خود نيز قرار داده بود.»

پوراندرجانی وقتی وارد ماجرا شد که برای معاينه زندانيانی که گفته می شد شکنجه شده اند، فراخوانده شد. از جمله اين زندانيان، محسن روح الامينی، پسر يکی از محققان دولتی و از افراد داخلی رژيم بود که در جريان تظاهرات خردادماه تهران بازداشت شده بود.

روح الامينی ۲۵ ساله دو روز پس از معاينه پزشک، از دنيا رفت و به دليل روابط خانوادگی اش، موجی از ترس و نگرانی در ميان مقامات ارشد کشور به راه انداخت.

با اين حال به گزارش نوروز، بعدها پوراندرجانی را دستگير و بازداشت کردند تا اينکه سرانجام اقرار کند روح الامينی به دليل ابتلا به مننژيت در زندان درگذشته است. اين پزشک را ساعت ها تحت بازجوئی قرار دادند و سپس به قيد وثيقه رها کردند.

مقامات ابتدا از احتمال شيوع مننزيت در کهريزک سخن گفته بودند. بيماری که به ادعای آنها سبب مرگ دست کم يک نفر از زندانيان به نام محمد کامرانی شده بود.

اين بازداشتگاه پس از اتهامات مطرح شده در خصوص سوء رفتار با زندانيانی که در شرايط غيرانسانی نگاه داشته می شدند، به دستور علی خامنه ای تعطيل شد.

گفته می شد زندانيان را به طور فله ای در سلول های زيرزمينی جمع می کردند و به آنها آب داغ می پاشيدند و با کابل شلاق می زدند. بستگان کامرانی می گويند شواهدی در جسد وی وجود داشت که نشان می داد به او تجاوز شده است.

دو کميته برای بررسی وقایع بازداشتگاه کهريزک تعيين شد، يکی از سوی مجلس ايران و ديگری از سوی شورايعالی امنيت ملی که تحت رياست محمود احمدی نژاد است. تا کنون هيچيک از اين دو کميته، گزارشی از يافته های خود منتشر نکرده اند و هيچ مقام ارشدی مسؤول شناخته نشده است. برخی منابع می گويند سعيد مرتضوی دادستان کل سابق تهران به نمايندگان فشار وارد می کند تا ضمن ايجاد تأخير در انتشار گزارش، مانع از کشيده شدن پای خود به ماجرا شود.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط فرخ در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388  |
 
 

 

                          ۱۰۹  سازمان حقوق بشری

         " نقض حقوق بشر " در ایران را محکوم کردند

 


بیش از یکصد سازمان طرفدار حقوق بشر در سراسر جهان با ارسال نامه‌اى به هیات‌‌هاى نمایندگى و وزراى امور خارجه کشورهاى عضو سازمان ملل متحد، از آنها خواسته‌اند که از قطعنامه مجمع عمومى در محکومیت نقض حقوق بشر در (خلافت اسلامی ایران) پشتیبانى کنند


بر اساس گزارش «کمپین بین‌المللى حقوق بشر در ایران»، ۱۰۹ سازمان مستقل طرفدار حقوق بشر و فعال در حوزه جامعه مدنى از سراسر جهان روز بیستم آبان ماه با ارسال نامه‌اى خطاب به هیات‌هاى نمایندگى و وزراى امور خارجه کشورهاى عضو سازمان ملل با اشاره به «نقض گسترده حقوق بشر» در ایران به ویژه پس از انتخابات (!) ریاست جمهورى(!) خرداد ماه خواستار توصیه آنها به (خلافت) اسلامى «براى رعایت حقوق مردم ایران در چارچوب قوانین بین‌المللى» شده‌اند
علاوه بر سازمان‌هاى سرشناس طرفدار حقوق بشر در جهان مانند سازمان عفو بین‌‌الملل، دیده‌بان حقوق بشر و کمیسیون بین‌المللى قضات، سازمان‌ها و گروهاى فعال از چهل کشور جهان نامه مورد اشاره را امضا کرده‌اند
انتظار مى‌رود، شمار دیگرى از سازمان‌ها و گروه‌هاى طرفدار حقوق بشر این نامه را امضا کنند

قرار است به زودى کانادا قطعنامه‌اى را در مجمع عمومى سازمان ملل متحد در مورد نقض حقوق بشر در ایران به راى‌گیرى بگذارد
در این قطعنامه که سازمان‌هاى طرفدار حقوق بشر خواستار حمایت کشورها از آن شده‌اند، موارد گوناگون نقض حقوق بشر در(خلافت اسلامی) ایران از جمله اعدام‌ها و به ویژه اعدام نوجوانان، سنگسار، سرکوب فعالان حقوق زنان، تبعیض علیه اقلیت‌ها، و محروم ساختن شهروندان ایرانى از حقوق اولیه مدنى و سیاسى، مورد به مورد ذکر شده است

اغلب سازمان‌ها و گروه‌هاى حقوق بشرى که خواستار محکومیت نقض حقوق بشر در ایران شده‌‌اند، از کشورهاى خاورمیانه و آفریقا مانند مصر، فلسطین، لبنان، سوریه، آفریقاى جنوبى، کنگو، اوگاندا و نیجریه هستند
در بخشى از نامه این سازمان‌ها خطاب به هیئت‌ هاى نمایندگى کشورهاى عضو سازمان ملل با اشاره به وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران آمده است: «این امر فورى ترین موضوع اخلاقى و یک وظیفه براى جامعه بین الملل است که به (خلافت اسلامی) ایران تاکید کند که معیارهاى مشترک حقوق بشرى باید رعایت شود.»

در این نامه همچنین نسبت به «کشتار مردم در تظاهرات مسالمت آمیز، ‌بازداشت‌هاى خودسرانه، تجاوز، و بدرفتارى در زندان، و برگزارى دادگاه‌هاى نمایشى» ابراز نگرانى شده است
یاپ سو سنگ، مدیر اجرایى مجمع آسیاییى حقوق بشر و توسعه با اشاره به درخواست سازمان‌هاى طرفدار حقوق بشر براى محکومیت نقض حقوق بشر در ایران گفته است: «ما از(خلافت اسلامی)ایران مى خواهیم که تمایل واقعى خود را براى بهبود وضعیت نشان داده و به دعوتنامه خود از گزارشگران ویژه سازمان ملل احترام بگذارد وشرایط را براى بازدید ناظران مستقل به منظور تحقیق و تفحص در مورد همه ادعاهاى مربوط به نقض حقوق بشر فراهم کند»
آیولان اوبزدچیکووا از فعالان جنبش حقوق بشر جوانان در روسیه نیز در این باره گفته است: «ما از دولت‌هاى خود مى‌خواهیم که به (خلافت اسلامی) ایران براى پایان دادن به خشونت‌ها علیه مردم خود پایان دهد.»

سازمان‌هاى طرفدار حقوق بشر همچنین خواستار آن شده‌اند که مسئله نقض حقوق بشر در ایران به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهورى و سرکوب تظاهرات آرام معترضان نسبت به نتایج آن به طور ویژه مورد بررسى قرار گیرد

موآتاز ال‌فیجرى، مدیر کل موسسه مطالعات حقوق بشر قاهره، با اشاره به «نقض گسترده حقوق بشر» در ایران گفته است: «باید دانست، هنگامى که از ایران صحبت مى‌شود، دنیا تنها نگران برنامه هسته‌اى این کشور نیست. ما عمیقاً نسبت به بدرفتارى (خلافت اسلامی) ایران با مردم این کشور نگرانیم و از دولت ها و سازمان ملل متحد مى خواهیم، بیشتر به این امر توجه کنند

در بخشى از نامه سازمان‌هاى طرفدار حقوق بشر در این زمینه آمده است: « جامعه بین الملل در حالى که توجه خود را به سایر موضوعات نگران کننده در رابطه با ایران معطوف کرده است، باید نشان دهد که مردم ایران که از حقوق بنیادین بشر محروم هستند، فراموش نخواهند شد.»

سازمان و گروه طرفدار حقوق بشر در جهان در پایان نامه خود خطاب به هیئت ‌نمایندگى‌هاى کشورهاى عضو سازمان ملل چنین آورده‌اند: «از شما مى‌خواهیم، از قطعنامه مجمع عمومى که در آن مسیر رعایت ارزش ها و معیارهاى حقوق بشر که سازمان ملل متحد به خاطر آن بوجود آمده، به ایران نشان داده شده است، حمایت کنید.».
 
|+| نوشته شده توسط فرخ در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388  |
 
 

 

 

                   بالا قبری ها و پائین قبری ها !!؟

 



بهشت زهرا تقسیم به شمال شهری و جنوب شهری شده، یعنی بهشت زهرا را تقسیم کرده اند به چند منطقه با قیمت های مختلف. این تقسیمات بر حسب آب و هوا، جاده ها و درهای ورودی به بهشت زهرا، مشجر بودن و خشک و بی سبزی بودن محوطه و زود تر و دیرتر رسیدن به قبر مردگان صورت گرفته است. مرده ای که پول و پله ای از خودش باقی گذاشته و اقوامش مروت داشته باشند در منطقه مشجر و نزدیک به جاده و در ورودی دفن می شود و آن که پول و پله ای نه در زنده بودن داشته و برای پس از مردنش باقی گذاشته، در یک گوشه پرت افتاده ای در بهشت زهرا دفن می شود. البته صاحب مرده، چه برای قبر پرت افتاده و چه برای قبر سه نبش و دم دست باید پول بدهد. از مديرعامل سازمان بهشت زهرا درباره قیمت های متفاوت قبر ها پرسیده اند. و او گفته:
"قيمت قبر در بهشت زهرا همانند خريد خانه در تهران است كه در هر محله ‌ای قيمت بالا و پايين دارد."
 
|+| نوشته شده توسط فرخ در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388  |
 
 

 

         تجاوز ۶ مرد (!) به یک زن ، در روز ۱۳ آبان ماه

 


ماجرای تجاوز ۶ مرد به یک زن در روز ۱۳ آبان ابهام و تردید در باره‌ی کارکرد دستگاه‌های انتظامی و امنیتی را تشدید کرده است. در شرایطی که آمار تجاوز جنسی رو به افزایش است، این ابهام‌ و تردید ابعاد تازه‌ای یافته‌ است

ماجرای تجاوز جنسی ۶ مرد(!) به یک زن در قیامدشت (در اطراف پاکدشت و ورامین) به لحاظ امنیتی و کیفیت کارکرد دستگاه‌های انتظامی( خلافت اسلامی) ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است

به نوشته روزنامه اعتماد ( پنجشنبه، ۲۱ آبان) قرار است هیئت رئیسه کمیسیون امنیت ملی مجلس در جلسه آتی خود ماجرای تجاوز قیامدشت را با فرمانده نیروی انتظامی و مسوولان امنیتی کشور بررسی کند!!. در همین حال، اصرار نمایندگان بر ضرورت پاسخگویی مسئولان مربوطه سبب شده که علی لاریجانی، به فرهاد بشیری نماینده(!) پاکدشت ماموریت دهد با تهیه گزارشی مجلس را در جریان چگونگی و علل حادثه فوق قرار دهد

جزئیات ماجرای قیام دشت

خبرگزاری ایسنا روز ۱۶ آبان خبر داد که سه روز پیش، گشت انتظامی قیامدشت حین گشت‌زنی در منطقه ‌استحفاظی خود، به سه خودرو که در کنار جاده توقف کرده بودند مظنون شد و با ورود ماموران به صحنه مشخص شد که شش نفر در حال تجاوز به یک زن در داخل خودرو هستند.

شاکی پرونده که زنی ۳۲ ساله و خانه‌دار است به قاضی تحقیق گفته است: ساعت ۷ شب در حال رفتن به سمت خانه بودم که در حوالی خیابان خاوران، راننده‌ی یک خودروی پراید برایم ایجاد مزاحمت کرد. به او توجه نکردم اما در یک لحظه راننده از خودرو پیاده شد و با تهدید چاقو مرا سوار کرد. پس از طی مسیری، یک جوان دیگر نیز سوار خودرو شد و مرا به نقطه‌ای متروکه در حوالی قیامدشت بردند. در آن‌جا نیز دو نفر دیگر به آنها ملحق شدند و در کنار جاده خاکی در داخل ماشین اقدام به تجاوز کردند.

وی ادامه داد: در همین حین رانندگان دو ماشین نیز که در حال عبور از جاده بودند متوقف شدند و با معرفی خود به عنوان مامور قصد داشتند از چهار جوان اخاذی کنند که بعد از چند دقیقه آنان نیز به چهار نفر دیگر پیوستند و مرا مورد تجاوز قرار دادند!!..

ابهام در خبر

گرچه ربودن زنان و تجاوز جنسی به آنها در ایران(آخوندی) پدیده‌ی نادری نیست، ولی آنچه که ماجرای دهشتناک قیامدشت را حائز اهمیت کرده و حساسیت مجلس را به دنبال آورده، وقوع آن در روز ۱۳ آبان است.

عصر همان‌روزی که نیروهای انتظامی در این روز بخش اصلی نیرو و فعالیت خود را برای مقابله با تظاهرات مسالمت‌آمیز معترضان به انتخابات ریاست جمهوری به کار گرفته بودند و حضور چشمگیری در سطح خیابان‌ها و معابر عمومی داشتند، در روز روشن در یکی از خیابان‌‌های نسبتاَ پررفت و آمد تهران زنی ربوده می‌شود و مورد تجاوز قرار می‌گیرد.

یک جنبه‌ی مبهم خبر نیز، به هویت واقعی چهار نفری برمی‌گردد که بعداَ به عنوان مأمور در محل تجاوز حاضر می‌شوند و خود نیز به جمع تجاوزگران به زن می‌پیوندند!.

این خبر بار دیگر یادآور تردید و بدبینی‌‌هایی است که پس از افشای رابطه‌ی سردار(!) زارعی، فرمانده نیروی انتظامی استان تهران با چند زن در مورد سلامت اخلاقی اعضای نیروی انتظامی بر ذهن و زبان‌ها نشست. بنا به گزارش‌ها زارعی بهار سال گذشته به همراه شش زن در یک خانه بازداشت شد. پرونده زارعی هیچگاه به صورت علنی گشوده نشد، که علت آن را برخی محافل خبری به ارتباط تنگاتنگ وی با قاضی مرتضوی، دادستان پیشین تهران مربوط می‌دانستند.

ماجرای تجاوزها در بازداشتگاه کهریزک و موارد مشابه سوال‌ها و تردیدها را شدت بیشتری بخشیده‌اند.

 

|+| نوشته شده توسط فرخ در جمعه بیست و دوم آبان 1388  |
 
 

مشکل، تربیت و فرهنگ (سنتی -اسلامی) است ، زیرا مردانی که خودشان باعث می‌شوند پرده دختری از بین برود موقعی که ازدواج می‌کنند می‌خواهند یک دختری باکره باشد»!!!!.

 

                      خود فریبی ، یا " دگر فریبی " ؟؟

                          

چندی پیش در خبرها آمده‌بود که آمار جراحی ترمیم پرده‌ی بکارت در میان دختران عرب متولد فرانسه و یا بزرگ‌شده در آنجا بالا رفته‌است. اما در ایران وضع چگونه است؟ دخترهای ایران چه وضعیتی دارند؟                                     

این عمل تا چه حد در  ایران زیاد شده و آیا دخترها خودشان با میل و رغبت دست به این عمل می‌زنند یا تحت فشار خانواده‌ها و احتمالا تحت فشار همسر آینده‌شان؟.

دوست داشتم گزارشم را با یک تصویر شروع کنم، تصویر دختری که با ترس و لرز در مطب یک دکتر زنان نشسته و مدام دور و برش را نگاه می‌کند تا مبادا آشنایی او را آنجا ببیند.  منتظر است نوبت به او برسد تا با یک نخ و سوزن، پرده‌ای روی تمام گذشته‌اش بکشد و آن را برای همیشه از حالش جدا کند. اما هیچ‌کدام از دخترانی که می‌توانستند این تصویر را به من بدهند حاضر نشدند با من صحبت کنند. حق هم دارند، آنها با گذشته‌شان خداحافظی کرده‌اند و حالا پخش صدای آنها از رادیو و یا نشر خاطراتشان در اینترنت می‌تواند آن گذشته ‌را دوباره بیدار کند.

رفتم سراغ دختری که خودش این کار رانکرده و اعتقادی هم به این کار ندارد، اما در خوابگاه دانشجویی او، پر بوده‌اند از دخترانی که دنبال این نخ و سوزن جادویی تمام تهران را زیر پاگذاشته‌اند. 

به نظر مینا اکثر این دخترها خودشان به این کار اعتقادی ندارند و فقط به خاطر خانواده یا فرد مقابلشان است که دست به این کار می‌زنند:

میگوید: «خوب اعتقاد را نمی‌دانم چگونه میشود گفت. کسی که بخواهد ترمیم کند در واقع خودش می‌شود گفت آن شجاعت یا جرأت را ندارد که حالا بگوید من قبلا رابطه‌ای داشتم و یا اینکه به هر حال اکثرا موضوع این است که بعدا برای ازدواج، فرد مقابل و خانواده او چه فکر می‌کنند. حالا این که خود دختر چه فکر می‌کند معمولا خیلی نقش ندارد».

مینا می‌گوید خیلی از پسرها هم به این کار اعتقاد ندارند اما به خاطر خانواده‌ از همسر آینده‌شان می‌خواهند که پرده‌ی بکارتش را ترمیم کند تا کسی متوجه نشود که این دختر قبلا طبیعی‌ترین خواستش را از یک راه نامشروع و غیرمعمول از نظر جامعه‌ی سنتی بخصوص (اسلامی!!)، ارضا کرده است: «شاید پسری اطلاع داشته باشد از رابطه قبلی دختر، ولی به خاطر اینکه خانواده‌خودش متوجه نشوند از دختر می‌خواهد که این کار را بکند».

ولی مگر خانواده‌ی پسر از این موضوع خبردار می‌شوند؟ اصلا مگر این مسئله یک چیز خصوصی بین دختر و پسر نیست؟

 یک تصویر دیگر جلوی چشمم ظاهر می‌شود: تصویر اتاقی آراسته با گل و روبان و کاغذرنگی و لحافی سرخ و احتمالا یک پارچ آب خوردن و بوی اسپند و خیل زنانی که پشت در این اتاق منتظر نشسته‌اند تا خبر فتح داماد را بشنوند و با افتخار به باکره بودن عروس و پرقدرت بودن داماد، کل‌کشان جشن هفت‌روزه‌ی عروسی را تمام کنند!!.

ولی ذهنم می‌گوید این تصویر حداقل متعلق به ۳۰ سال قبل است. لااقل در شهرهای بزرگ ۲۰-۳۰ سالی میشود که از این خبرها نیست. اما یک پزشک زنان مرا به دنیای واقعیت پرتاب می‌کند:

میگوید:«حتی افراد تحصیل‌کرده هم  قبل از ازدواج، دخترها را می‌آورند برای معاینه پرده بکارت. خانواده‌ی پسر به اضافه افراد خانواده‌ی دختر، می‌آیند برای گرفتن گواهی صحت پرده بکارت».

و مینا هم حرف این خانم دکتر را تأیید می‌کند: «متاسفانه هنوز خانواده‌ها انتظار دارند که عروسی که می‌آورند باکره باشد و تمام آن چیزهای سنتی و افکار سنتی همچنان وجود دارد. البته مسلما از قبل کم رنگ تر شده، در این شکی نیست، مخصوصا در شهرهای بزرگی مثل تهران ولی باز هم من نمی‌توانم بگویم که از بین رفته. نه از بین نرفته، شما هنوز نمی‌توانید مطمئن باشید که کسی که در آینده می‌خواهد شریک شما باشد، خانوده‌اش چطوری است، فرهنگش چطوری است. در نتیجه اکثر دخترها، این مسئله را خودشان شخصا با مراجعه به پزشک حل می‌کنند».

دکتر مصطفی اقلیما رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران اما معتقد است که پسرها خودشان با این قضیه مشکل دارند و این که می‌گویند به خاطر خانواده‌مان از دختر می‌خواهیم این کار را انجام دهد، حرف بی‌ربطی است:

میگوید:«به خاطر خانواده حرف بی خودی است!، برای اینکه الان دیگر در ایران شاید ۱۰ یا ۱۵ درصد کسانی که ازدواج می‌کنند قبل از ازدواج دحتر را به دکتر  می‌برند و معاینه می‌کنند. بیش از ۸۰ درصد اصلا دیگر معاینه نمی‌کنند. خود پسرها هستند که غر می‌زنند و ایراد می‌گیرند و آنها هستند که بعدا می‌گویند تو دختر نبودی و تا آخر عمر می‌خواهند به سر زن سرکوفت بزنند و یا اینکه بعدا از این قضیه سوء استفاده کنند  و دختر را طلاق بدهند. اصلا این حرفی که آقایان می‌زنند حرف غلطی است و خانواده خود آن فرد است. هیچوقت پدر و مادر نمی‌گویند که همسر تو دختر بود یا نبود، خود پسر است که می‌گوید».

مینا اما معتقد است که دخترها و پسرها اعتقادی به این کار ندارند و فقط به خاطر خانواده و اجتماع است که دست به این عمل می‌زنند. او می‌گوید: «این موضوع واقعا موضوع خنده‌داری است یعنی این که حالا یک نفر رابطه‌ای داشته و حالا برای پنهان کردنش میرود دکتر خرج می‌کند و یک عملی انجام می‌دهد که واقعا مضحک است و متاسفانه حالا به خاطر فرهنگ جامعه ما ممکن است نه دختر نه پسر هیچکدام چنین عقیده‌ای نداشته باشند ولی به خاطر خانواده، به خاطر جامعه، به خاطر فامیل مجبورند که این کار را بکنند».

قضیه وقتی جالب‌تر می‌شود که می‌فهمیم اصلا پرده‌ی بکارت از نظر پزشکی قابل ترمیم نیست و  بعد از این عمل، یک پزشک ماهر یا متخصص پزشکی قانونی می‌تواند تشخیص دهد که این پرده ترمیم‌شده‌است. بنابراین انجام این عمل می‌تواند فقط یک «خودگول زنک» باشد:

 «پرده بکارت قابل ترمیم نیست چون عروق ندارد، یک بافت مخاطی است. وقتی پاره می‌شود دوباره نمی‌تواند به شکل اولش برگردد. ما کاری که می‌‌کنیم این پرده بکارت را یک مقدار تنگ می‌کنیم تا  در نزدیکی بعدی خونریزی داشته باشد و خیلی از پرده‌هایی هم که ترمیم شده‌اند در معاینه بعدی معلوم می‌شود. پزشک قانونی که حتما می‌فهمد و گواهی نمی‌دهند و پزشک‌های دیگر هم اگر دقت کنند معمولا جای ترمیم معلوم است. فقط مریض به  این دل خوش می‌کند که با ازدواج بعدیش خونریزی داشته باشد، چون تنگ می‌شود و همان محلی که دوخته شده دوباره پاره می‌شود و خونریزی ایجاد می‌کند».

مهدی جوان دیگری است که صادقانه به من می‌گوید حتی اگر قضیه باکره نبودن همسر آینده‌اش برای خانواده‌ی او مهم نباشد برای خودش خیلی مهم است. او می‌گوید بالاخره سنتی که او به آن احترام هم می‌گذارد!، نمی‌تواند این مسئله را بپذیرد. بنابراین خود مهدی هم نمی‌تواند بپذیرد که همسرش باکره نباشد:

میگوید: «برای من یکی صددرصد این قضیه مهم است.!!. حالا شاید این بین کشورهای دنیا مرسوم نباشد ولی خوب این چیزی که من می‌دانم در ایران و در شهر ما اصفهان به عنوان یک ایرانی اصفهانی و آن چیزی که ازلحاظ خانوادگی و سنت به من می‌گوید برایم خیلی مهم است که آن دختری که میخواهم با او ازدواج کنم قبل از من با کسی رابطه نداشته باشد».

از مهدی می‌پرسم برای دختری که می‌خواهد با تو ازدواج کند چطور؟ آیا او هم حق دارد که درباره‌ی گذشته‌ی تو بداند؟ چطور می‌تواند مطمئن شود که تو قبل از او با دختر دیگری رابطه نداشتی؟ مهدی می‌گوید: «من که این عقیده را دارم چون که می‌دانم خودم با کسی رابطه نخواهم داشت پس دوست دارم که همسر آینده ام هم با کسی رابطه نداشته باشد».

اما دکتر اقلیما معتقد است که تمام مردان ایرانی قبل از ازدواج حداقل یک بار رابطه جنسی را تجربه کرده‌اند، بنابراین نباید از همسر آینده‌شان انتظار داشته‌باشند که دست‌نخورده و باکره باشد:

میگوید: «مردی نیست در ایران تا موقعی که می‌خواهد ازدواج کند ارتباطی با زنی نداشته باشد. حالا موقعی که ازدواج می‌کند چگونه دلش می‌خواهد که آن خانم اصلا با هیچکس رابطه نداشته باشد؟ پس خودش چطور با خانم‌ها رابطه داشته؟ اینجا مشکل، مردها، تفکر مردها و عقب ماندگی تفکر مرد (سنتی - اسلامی! ) در این زمینه و خودخواهی آن مرد است».

دکتر اقلیما به  اغلب مردان ایرانی که سالها خارج از کشور بوده و انواع و اقسام رابطه‌ را تجربه کرده‌اند اشاره کرده و می‌گوید همین مرد وقتی به ایران برمی‌گردد و می‌خواهد ازدواج کند، انتظار دارد همسرش «آفتاب مهتاب‌ندیده» باشد.!

به نظر دکتر اقلیما مشکل اصلی، در این میان مردهای ایرانی هستند نه دخترها و نه خانواده‌ها: «بزرگترین مشکل در جامعه ما مردان هستند. این مردان ما در ایران اگر در خارج از کشور باشند برایشان هیچ فرقی نمی‌کند که با چه کسی ازدواج کنند اما  بیشترشان ، وقتی وارد ایران می‌شوند همان آقایی که ده تا دوست زن داشته یا هزارتا کار خلاف کرده از دختر می‌خواهد که دختر باشد.!!!.

 مشکل، تربیت و فرهنگ (سنتی -اسلامی) است و مردانی که خودشان باعث می‌شوند پرده دختری از بین برود موقعی که ازدواج می‌کنند می‌خواهند یک دختری باکره باشد»!!!!.

دکتر اقلیما می‌گوید این مشکل به شکل دیگری در مورد پسرهایی که در ایران زندگی می‌کنند هم وجود دارد. به نظر او پسرهای داخل ایران هم خیلی کم پیش می‌آید که با دوست دخترشان ازدواج کنند: «شاید نود درصد جوان‌های ما وقتی با دختری دوست می‌شوند دو سال سه سال رابطه دارند و بعد که می‌خواهد ازدواج کنند، هیچوقت دختری را که با او دوست بوده‌اند نمی‌گیرند، می‌روند خواستگاری دختری که نمی‌شناسند!!!!. چون نمی‌شناسند و دوستشان نبوده می‌گویند خوب پس این خوب است!!!

. اما آنهایی که خودشان با آنها دوست بوده‌اند، رابطه داشته‌اند آنها رانمی‌گیرند. پس این بر می‌گردد به تفکرات ما. نیاز به این هست که یک مرحله دیگر طی شود، یعنی ۲۰ سال ۳۰ سال دیگر بگذرد تا این تفکر و تربیتی که در فکر جوان‌های ما هست عوض بشود. این دوران گذر است».

                (اگر جامعه آلوده به خرافات و نا آگاهی ها بگذارد)

یک تصویر دیگر جلوی چشمانم ظاهر می‌شود. «تیم» پسر ۲۷ ساله‌ی آلمانی، فارغ‌التحصیل رشته‌ی علوم سیاسی و از یک خانواده‌ی‌ متوسط که طبق تعاریف ما از رده‌بندی اجتماعی در طبقه «بافرهنگ» جا میگیرند. تیم تا ۱۶ سالگی اجازه نداشته شب بیشتر از ساعت ۱۰ بیرون از خانه بماند و اجازه نوشیدن مشروبات الکلی را هم تا ۱۸ سالگی نداشته. تا این سن، نه شب به خانه‌ی دوست دخترش رفته و نه او را به خانه آورده.

 وقتی قضیه پرده بکارت و اهمیت حیاتی آن را در ایران برای تیم توضیح می‌دهم، با تعجب مرا نگاه می‌کند وتنها یک جمله می‌گوید: «به هیچ وجه حاضر نیستم با یک دختر باکره ازدواج کنم چون او هیچ چیز از رابطه‌ی جنسی نمی‌داند. بنابراین یا من مجبور می‌شوم به او یاد بدهم که اصلا برایم خوشایند نیست و یا او مجبور می‌شود مرا موش آزمایشگاهی خودش کند. به این ترتیب بخش مهمی از زندگی‌مان خراب می‌شود».

 dw-world.de/dw

 

|+| نوشته شده توسط فرخ در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388  |
 
 

 

                           وظیفه در مقابل " شرع "!!؟

 



اصغر جعفری ، رییس پلیس(!) آگاهی (خلافت اسلامی) در تازه ترین اظهار نظر خود اعلام کرده اجرا نکردن قانون مجازات(!) اسلامی ، افزایش ناامنی در کشور را به دنبال دارد و به همین منظور تاکید کرده که پلیس برای اجرای حدود الهی(!!) همچون قطع دست آمادگی دارد

خلافت اسلامی در سالهای ابتدایی تشکیل اش ، با تاکید بر اینکه برخی از مجازات ها ، حد الهی هستند و امکان توقف آنها نیست ، مجازات های خشنی همچون سنگسار ، اعدام ، شلاق و قطع دست را با تاکید بیشتری اجرا کرد. هرچند مجازات بریدن عضو ، در سالهای اخیر ، کمتر گزارش شده ، اما مجازات هایی دیگر ، همچنان اجرا می شود

محمد سیف زاده ، حقوقدان در تهران درمورد سابقه اجرای اینگونه مجازات ها به بخش فارسی صدای آمریکا می گوید :« اکثر فقه های اسلامی اجرای مقررات و مجازات های اسلامی را در زمان امام غیر معصوم قابل اجرا نمی دانستند زمان خمینی که او در کتاب تحریر الوسیله نوشت ، این مجازات ها را قابل اجرا می دانست و چند موردی هم از ابتدای انقلاب اجرا شده است

به گفته این وکیل دادگستری ، با توجه به احکام برخی علمای مدرن(!!) ، برای همخوانی مجازات های اینچنین با قانون جزای مدرن ، می توان این مجازات های خشن را به حالت تعلیق در آورد

این اظهار نظر در حالی ابراز می شود که رییس پلیس آگاهی (خلافت اسلامی) ایران در بخش دیگری از گفتگو با خبرگزاری کار ایران ، همچنین گفته اگر قطع دست بخصوص در مورد سارقان صورت بگیرد ، نود درصد سرقت ها ، انجام نمیشود!!!!؟

برخلاف ادعای این مقام پلیس! ، محمد سیف زاده معتقد است:" اجرای این مجازات های خشن تاثیر چندانی در کاهش جرم ندارد. چرا که سابقه نشان می دهد حبس ، اعدام ، شکنجه و قطع دست از جمله قدیمی ترین مجازات های جهان است که از جمله در کشور ما به کاهش جرم منجر نشده است"

اجرای مجازات های خشن در ایران همواره مورد اعتراض نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر بوده با این حال جعفری رییس پلیس آگاهی به خبرگزاری کار ایران گفته است: « نباید عقب نشینی کنیم و بهتر است که ما وظیفه مان در مقابل شرع را انجام دهیم.


 

|+| نوشته شده توسط فرخ در چهارشنبه بیستم آبان 1388  |
 04.11.2009
 

     

               تظاهرات مخالفان  در ایران علیرغم حمله نیروهای دولتی

 

 
                                   تظاهرات ضد دولتی در تهران - ۱۳ آبان ۱۳۸۸
 

نیروهای انتظامی(چماق بدست ها) و امنیتی مانع از تجمع گسترده و راهپیمایی مخالفان دولت به مناسبت ۱۳ آبان شدند، اما ( مخالفان ) با تجمع‌ در خیابان‌های مختلف تهران به تظاهرات خود ادامه دادند. .

بنا به گزارش‌های رسیده از تهران، نیروهای انتظامی با حضور در خیابان‌های منتهی به سفارت سابق آمریکا در تهران، مانع از تجمع و راهپیمایی مخالفان دولت به این محل شدند. خیابان‌های منتهی به سفارت روسیه نیز مسدود شده و نیروهای امنیتی زیادی در مقابل سفارت روسیه مستقر شده بودند.

بنا به این گزارش‌ها، افراد لباس‌شخصی و نیروهای (چماق بدست) از باتوم، چماق و گاز اشک‌آور برای حمله به مردم و متفرق کردن آنها استفاده می‌کردند. در میدان هفت تیر تهران، حضور(آخوند) کروبی با استقبال مردم مواجه شد، اما دقایقی بعد بر اثر حمله‌ی لباس‌شخصی‌ها و نیروهای انتظامی، ناگزیر به ترک محل شد. طبق اطلاعات نزدیکان آقای کروبی، چند گلوله‌ی گاز اشک‌آور مستقیما به سوی وی شلیک شد. دو تن از محافظان کروبی در این حادثه زخمی شدند که یکی از آنها به بیمارستان منتقل شد. 

به گزاش وب‌سایت خبری "کلمه"، صبح چهارشنبه ده‌ها موتورسوار با لباس شخصی و تجهیزات کامل در مقابل درهای ورودی فرهنگستان هنر تجمع کرده و با همراهی یگان ویژه به شعار علیه  (لیدر های مخالف ) پرداختند.

                                  تظاهرات ضد دولتی در تهران - ۱۳ آبان ۱۳۸۸

 با این حال مخالفان دولت به حضور و راهپیمایی در خیایان‌های مرکزی پایتخت ادامه دادند. محدوده خیابان‌های مفتح، پل کریم‌خان، مقابل درب اصلی دانشگاه تهران و نیز خیابان‌های کارگر و ولی‌عصر، از جمله محل‌های تجمع (مخالفان) در روز ۱۳ آبان گزارش شده است.

خبرگزای دولتی ایرنا، از تجمع شماری از معترضان در مقابل دفتر این خبرگزاری، واقع در تقاطع خیابان ولیعصر با فاطمی، خبر داده است. ایرنا این افراد را "فتنه‌گران سبزپوش!!" خوانده و نوشته است، آنها شعار می‌دادند: "ننگ ما، صدا و سیمای ما" و "درغگو، دروغگو"، "مرگ بر دیكتاتور" .

بر اساس گزارش‌های تایید نشده، در حملات نیروهای انتظامی و امنیتی به مردم، شماری زخمی و تعدادی نیز بازداشت شده‌اند. اما هنوز آمار دقیقی در این باره در دست نیست.

مراسم دولتی ۱۳آبان

                                 تظاهرات ضد دولتی در تهران - ۱۳ آبان ۱۳۸۸

 مراسم دولتی ۱۳ آبان در مقابل سفارت آمریکا در تهران با سخنرانی حداد عادل، نماینده‌ی(!) تهران در مجلس شورای(!) اسلامی، برگزار شد. به گزارش رسانه‌های ایران، دانش‌آموزانی که با اتوبوس به محل آورده شده بودند، همراه مربیان خود علیه آمریکا و اسرائیل شعار می‌دادند. گروه‌هایی از مردم و كاركنان ادارات نیز در این مراسم حضور یافته بودند.

قطع ارتباطات

از نخستین ساعات روز چهارشنبه، هم‌زمان با شروع تجمع‌ها در خیابان‌های پایتخت، ارتباطات تلفن‌های موبایل در برخی مناطق تهران قطع و در برخی مناطق نیز با اختلال شدیدی مواجه شد.

همچنین بسیاری از وبلاگ‌ها و سایت‌های مخالفان ونیز حامی سبزها در اینترنت که خبرهای روز ۱۳ آبان را پوشش می‌دادند، برخی بطور موقت و برخی نیز بطور کامل از دسترس کاربران خارج شدند.

 به نوشته سایت "تابناک"، این سایت‌ها و وبلاگ‌ها، برخی با هک و برخی دیگر با اختلال در سرویس سایت میزبان روبه‌رو شده‌اند. در برخی از این وبلاگ‌ها و سایت‌ها، کاربران هنگام مراجعه، با عبارت «جنبش سبز نبوی»(!) روبرو می‌شوند.

                                 تظاهرات ضد دولتی در تهران - ۱۳ آبان ۱۳۸۸

 سرویس‌های ای‌میل شرکت‌های یاهو (yahoo)، هات میل (hotmail) و جی‌میل (Gmail) نیز در تهران و برخی شهرهای بزرگ کشور روز چهارشنبه از کار افتاد.!!

سیستم حمل و نقل شهری نیز روز چهارشنبه تغییر کرده بود و از صبح ۱۳ آبان اعلام شد که قطارهای مترو در ایستگاه‌های هفت تیر، طالقانی، دروازه دولت و فردوسی، در طول راهپیمایی دولتی ۱۳ آبان بسته خواهد بود.!!!

تظاهرات در شهرستان‌ها

بنا بر گزارش‌های رسیده از اصفهان، حوالی ظهر صدها نفر با تجمع در چهارباغ اصفهان شعار "مرگ بر دیکتاتور" سردادند. این تجمع با هجوم نیروی انتظامی متفرق شد. به گزارش شاهدان عینی، پلیس با باتوم به ضرب و شتم تظاهرکنندگان پرداخت.

در شیراز تجمع دولتی به مناسب ۱۳ آبان در شاهچراغ برگزار شد، اما مردم و دانشجویان با حضور در محل‌هایی چون میدان نمازی و میدان پردیس دست به تظاهرات زدند. این تجمع‌ها دقایقی بعد با هجوم موتورسوارهای نقاب‌دار و نیروهای پلیس و لباس‌شخصی مواجه شد. گفته می‌شود، تعدادی در شیراز بازداشت شده‌اند.

                                       *******************

اینها ماموران انتظامی (!) خلافت اسلامی در تظاهرات امروز تهران هستند!؟



                           به صحنه ای از اوج ( وحشی گری ) بنگرید

                    > http://www.ireport.com/docs/DOC-350008

 

|+| نوشته شده توسط فرخ در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388  |
 
 

 

        دولت (!)  " خلافت اسلامی "  انتخاب کند!!؟؟

 


رئیس جمهور ایالات متحده سه‌شنبه شب در پیامی به مناسبت سی‌امین سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران گفت که وقت آن است که خلافت اسلامی درهای خود را به روی فرصتی بزرگ‌تر باز کند!!؟

پیام باراک اوباما در زمانی صادر شده است که از یک سو (خلافت) اسلامی هنوز پاسخ قطعی به پیش‌نویس توافق‌نامه وین نداده است، و از سوی دیگر در داخل ایران حامیان جنبش سبز وعده داده‌اند که با شرکت گسترده در راه‌پیمایی روز ۱۳ آبان بار دیگر به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اعتراض کنند

باراک اوباما در پیام خود خطاب به دولت(خلافت)اسلامی گفت: «ایران باید انتخاب کند؛ سی سال است که شنیده‌ایم دولت ایران مخالف چیست؛ حال پرسش این است که این دولت در پی چه آینده‌ای است!؟؟

اوباما گفت: «وقت آن است که (خلافت اسلامی) ایران تصمیم بگیرد می‌خواهد در گذشته بماند یا آن که دست به انتخابی بزند که درهای فرصتی بزرگ‌تر، رفاه بیشتر و عدالت برای مردم ایران را به رویش باز کند!؟؟؟


این پیام رئیس جمهور ایالات متحده احتمالا پاسخی است به گفته‌های (علی خامنه ای) که روز سه‌شنبه در مراسمی به مناسبت روز ۱۳ آبان آمریکا را به تهدید و توطئه «بر ضد ملت ایران و نظام (!)اسلامی» متهم و اشاره کرد که «نیت آنها عوض نشده است
علی خامنه‌ای با اشاره غیرمستقیم به پیشنهاد مذاکره با جمهوری اسلامی
گفت: «هرگاه آمریکایی‌ها لبخند ظاهری زده اند، پس از دقت و بررسی مشخص شده که خنجری نیز پشت خود پنهان کرده‌اند و نیت آنها عوض نشده است!!؟؟


باراک اوباما در ادامه پیام خود به مناسبت گروگان‌گیری ۵۲ کارمند سفارت آمریکا در تهران که ۴۴۴ روز به طول انجامید و باعث قطع رابطه ایران و آمریکا شد خطاب به مردم ایران گفت: «مردم آمریکا برای مردم ایران و تاریخ غنی‌شان احترامی فراوان قائل‌اند. دنیا هم‌چنان شاهد فریادهای رسای آنها برای عدالت و جست‌وجوی شجاعانه‌ آنها برای حقوق انسانی و همگانی‌شان است.
 
|+| نوشته شده توسط فرخ در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388  |
 
 
بالا